هنوز با همه دردم امید درمان هست

که آخری بود آخر شبان یلدا را....

الکی

+

اخر پاییز شد و حتی حالشو نداریم که جوجه هامونو بشماریم. چه فرقی میکنه...

یه ...... که پر نمیشه.

و مثل هر سال این اهنگ و دلگیری شب یلدا...

...

‍بی تو هر شب منم و گوشه ی تنهایی خویش
پای در دامنِ غم، سر به گریبانِ ملال ...


هلالی جغتایی

۱

۲

سری دارم فدای خاک پایت

گر آسایش رسانی، ور گزندم...

نه مجنونم که دل بردارم از دوست...

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز
تا باز کنی بند قبا، صبح دمیدست

صائب تبریزی

+

جانا سری به دوشم و دستی به دِل گذار

آخر غمَت به دوش دل و جان کشیده‌ام

شهریار

+

چنان که ما به خیال تو رفته‌ایم ز خویش

به عمر خویش نکرده‌ست کس چنین سفری


آفرین لاهوری

دلتنگی های آدمی را

باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره

نادیده می گیرد

و هر دانه ی برفی .... به اشکی ناریخته می ماند

سکوت .... سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من

+

برای تو و خویش ..... چشمانی آرزو می کنم

که چراغ ها و نشانه ها را ..... در ظلماتمان ببیند

گوشی که صداها و شناسه ها را ..... در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویش ... روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود .... ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم

سکوت سرشار از ناگفته است

به که گویم این حکایت؟

به کجا برم شکایت؟

که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی...

دوستت دارم
چگونه می‌خواهی اثبات کنم
وجودت را در جهان
مثل وجود آب
مثل وجود درخت
تو آفتاب‌گردان و نخلستان
و نغمه‌ای که از جان برمی‌خیزد…
بگذار با سکوت بگویمت
وقتی که واژه‌ها توان گفتن ندارند
و گفتار دسیسه‌ای‌ست که همدستش می‌شوم
و شعر به صخره‌ای سخت بدل می‌گردد

بگذار تو را با خود در میان بگذارم
میان چشمان و مژگانم
بگذار تو را به‌رمز بگویم
اگر به مهتاب اعتمادت نیست
بگذار تو را به‌آذرخش بگویم
یا قطره‌های باران
بگذار نشانی چشمانت را به دریا دهم
اگر دعوتم را به سفر می‌پذیری
چرا دوستت دارم؟
کشتی میان دریا،
نمی‌داند چگونه آب دربرش گرفته
و به‌یاد نمی‌آورد
چگونه گرداب درهمش شکسته

نزار قبانی

+

تنها ز تو دردی ماند ای مونس جان با من

خواهم که نخواهم هیچ با درد تو درمان را...

+

سکوت میکنم و عشق در دلم جاریست...

سکوت....

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...

همینجوری یهویی این آهنگ

چو می آید بپیچم عاشقانه، به دور قامت سر روانش ....